رویای شیرین
سلام عزیز مادر
داشتم رویا میدیدم ! تورو ... 
دقیقشو یادم نیست اما ... اولش مال خودم نبودی ! یکم سمانه بغلت کرد آروم نشدی ، سر ناهار بودیم . پا شدم گفتم بده خودم آرومش می کنم از سما گرفتمت چه حس خوبی داشتم ... یکم که بغلت کردم حس کردم مال خودمی ... صدا از خودت در میاوردی انگار میخواستی باهام حرف بزنی اما هنوز نمیتونستی ... آروم شدی ... یه لحظه می خندیدی یه لحظه دلت می خواست گریه کنی ... چه حس شیرین مادرانه ای رو تجربه کردم تو همون چند دقیقه ...نگام به تو بود دستات رو گرفتم تو دستام ... دستای نرم و کوچولوت ؛ چه حال خوبی.
بابام مثل همیشه نگران بود که ناهارم سرد شه همش صدام میکرد میگفت آروم شد بابا ، بیا ناهارتو بخور از دهن افتاد!
من دلم شور تو رو می زد نمیتونستم رهات کنم . ناهار برام اهمیت نداشت دیگه!
یه چیز مسخره هم بود که ما ایران نبودیم ! نمیدونم کجا بودیم اما همش نگران بودم که تو تو این فضا بزرگ نشی! که اینجا چطور بهت حجاب رو یاد بدم! آخرشم به بابا گفتم من بر می گردم ایران! نمی دونم این خارج مسخره از کجا اومد تو رویای من ! اصلا من رو چه به خارج خخخخخ
ولی خب مهم نیست. از وقتی بیدار شدم همش یاد تو هستم 
حتما میگی خب زود باش دیگه ! آره؟؟
فرشته شیرینم ... با اینکه خیلی دلم تورو میخوادا اما ... اما ... 
چند شب پیش بابایی گفت با این سرعتت بچه هم می خوای؟؟
حق داره خب ... دستم کُنده! ینی آروم کارامو انجام میدم! به نسبت قبل خیلی بهتر شدما اما بازم کندم! همش فکر می کنم اگه تو در حال گریه باشی و هیچکسم نباشه و منم در حال آشپزی باشم چیکار کنم!
دلم سوخت برات! الهی بمیرم!
حالا این چیزا به کنار ! به خاطر امتحانام که خیلیم نزدیک به هم بودم نرسیدم به خونه . مجبور شدم تو دو روز کل کارای خونه رو انجام بدم فقط دیگه به اتاقا نرسیدم و از اون طرفم کتابخونه من ریخت باباییتونم رفت اونو درست کنه کتابخونه خودشم ریخت! دیگه شد قوز بالا قوز !
خودم ناراحتم
خب دستم کنده چیکار کنم! کم کم دارم احساس پوچی می کنم باز دوباره 
اگه با این وضعیت تو رو هم بیارم که دیگه هیچی!
دلم تو رو می خواد
از وقتی بابایی اونجوری گفت با خودم لج کردم
از خودم بدم اومده ؛ گفتم تو بچه بدردت نمی خورم نیاری هم بهتره . هر کی می گه رفتی آزمایش می گم نه بچه می خوام چیکار ! 
شما ناراحت نشیا گل من ... من از خودم ناراحتم که اینجوری میگم 
باز اومدم یه رویای شیرینو برات تعریف کنم کار کشید به این سه تا شکلک 

!
ای بابااااا
برام دعا کن عزیز همیشگی دلم
دیگه برم تا بیشتر ناراحتت نکردم . هروقت خدا بخواد تورو قسمتمون می کنه ... دوست دارم 



رویای شیرین 
